امیر عطاامیر عطا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

امیرعطا جون Amir Ata Jon

سلام به همه دوستای گلمون... باورم نمیشه بازم اومدم اینجا، به زودی اینجارو به روز می کنم... 🤩🤩

.................

1394/3/1 20:33
234 بازدید
اشتراک گذاری

94-3-1  جمعه

هفته پیش جمعه یکی از بدترین روزای عمرم بود... ناسلامتی شب مبعث بود و عید.. خواستیم خوش باشی رفتیم شهر بازی... کلی بهت خوش گذشت..استخر توپ.قطار..رالی بچه ها چندبار.. قصر بادی هم میخواستی که کمی به علت بارندگی نم داشت...کلی وسیله دیگه ..من و بابایی هم از اینکه اینهمه خوشحال بودی لذت میبردیم..

آخر سر هم چون دیدی چند تا از بچه ها رفتن قصر بادی لعنتی تو هم رفتی...هیچی دیگه خانومه هم واسه اینکه بچه های دیگه رو هم جذب کنه هیچی بهتون نمی گفت که وقت تمومه.... چندبار صدات کردیم که بیای...ولی نیومدی.. تو یه لحظه واییییییی.. دهنت پر خون...با گریه...یه لحظه به چشام شک کردم...اصلا نفهمیدیم چی شد..چطوری این اتفاق افتاد...کی اینکارو کرد!!! نمیتونستیم حتی خون دهنتو جمع کنیم بس که شدید بود....واقعا یکی از بدترین لحظه های عمرم بود... 

متاسفانه 2تا دندون جلویی از بالا شکستن...لبتم که باد کرده بود تازه دیروز به زور شربت عفونتش خشک شد و کمی بهتره... خدا نگذره از پدر و مادرایی که درباره بازی هایی که مکانش مشترکه حتی کوچکترین آموزشی هم به بچه هاشون نمیدن...

به هر حال باعثش چی بود یا کی..این اتفاق تلخ برای پسر من افتاد و ....

برای دندونات خیلی ناراحتم... 1هفته ست اونقدر کاش کاش کردم کههههههه...

حالا دیگه تو به من دلداری میدی که مامان اشکال نداره ایشالله دندونام خوب میشن... پسرکم واقعا متاسفم و ناراحت که باعث شدیم این اتفاق برات بیفته..

هربار که تو مسیر شهربازی ببینی میگی من نمیرم ها اونجا دهنم خون میشه..

کاش هرگز این اتفاق نمیفتاد تا  اینجا ثبت شه دلشکسته

گلمممممممم

دوستت داریم ...خیلی زیاد

پسندها (1)

نظرات (5)

مامان فهیمه
2 خرداد 94 16:24
آخییییی عزیزم خیلی ناراحت شدم.انشالا که تا حالا بهتر شده باشه.مامانی درکت میکنم منم جای شما بودم همش ای کاش نرفته بودم و ... میگفتم .ولی دیگه اتفاقیه که افتاده انشالا دیگه رخ نده واسه گل پسرمون
مامان امیر عطا
پاسخ
ممنون..بهتره لبش ولی دندوناش..... آره خیلی ناراحت و متاسفم..
مامان فهیمه
2 خرداد 94 16:28
چند مدت پیش هم توی پارک بودیم علی نشست توی سرسره تا سر بخوره بیاد پایین یه دختر 6 ساله هم پشت سرش بود که یهو هولش داد و علی هم یه پاش بصورت جمع بود و سر خورد پایین که خیلی دردش اومده بود و گریه کرد.حالا از اون به بعد خیلی علاقه ای به پارک و سرسره نشون نمیده و همش نگرانه نکنه یکی هلش بده.همش داره نگاه پشت سرش میکنهمنم همش غصه میخورم که پسر پر شور و حرارت و با نشاطم توی پارک شده یه پسره بی انگیزه به وسایل بازی. دعا کن واسمون مامانیه مهربون که علی یادش بره و دوباره مثل قبل شه.ببوس عطا جونمو
مامان امیر عطا
پاسخ
,واقعا بعضی بچه ها توی پارک رفتاری نشون میدن که آدم پشیمون میشه از اومدنش///ایشالله به زودی یادش میره علی جون هم... باید دایم بهش بگی که همه بچه ها اونطوری نیستن و از اینحرفا..
مامان رادینی
4 خرداد 94 20:52
عزیزم اشکالی نداره خودت و ناراحت نکن اتفاقیه که افتاده خداروشکر کن که به دندونش خرده درکت میکنم خانمی من هم داشتم چند وقت پیش بینی رادین نمیدونم پستش و خوندی یا نه ولی از بیهوشی رادینکه بدتر نیست خدارو هزار مرتبه شکر کن که خودش نگهش داشت و فقط دندونش بود .دندون هم در میاد نگران نباش .حالا برای اینکه خیالت راحت بشه یه دندون پزشکی ببرش ببین چی میگه.خیلی مراقبت می خوان این فرشته های کوچولو
مامان امیر عطا
پاسخ
بله خوندم... خیلی تاسف باره به هر حال... چون دندوناش نصفه شکسته مشکل خاصی نیست...ولی من خیلی ناراحتم... بازم شکر... خدا خودش نگهدار فرشته کوچولوهامون باشه
مامان رویا
6 خرداد 94 16:03
آخي عطا جونم .... اميدوارم كه حالا بهتر شده باشي ....هر چند ماماني موضوع دندونهاش خيلي ناراحت كننده است ولي ديگه پيش اومده ...
نوشین مامان آریا
10 خرداد 94 12:18
عزیزم خیلی ناراحت شدم وای میدونم چه حالی شدی خدا رحم کرد. می بوسمش